دفتر هم دفترهای جدید...

اگر یادتان باشد، قول داده بودیم که در سال جدید، قبل از شروع هر کاری، برای خودمان جای بزرگ‌تری دست و پا کنیم. خلاصه که گشتیم و گشتیم تا بالاخره دفتر جدید، خودش را به ما نمایان کرد و ما هم بی برو و برگرد، قبولش کردیم. 

راستش این‌جا هم کاستی‌هایی دارد و آن دفتر ایده‌آل ایده‌آلی که همیشه توی رویاهامان می‌بینیم نیست، اما قطعا نسبت به دفتر کوچک و تاریک قبلی، خیلی خیلی احساس بهتری به ما منتقل می‌کند. 
حالا همه‌ی ما می‌توانیم با خیال راحت، توی نور زیاد و زیر باد کولر کار کنیم و مجبور به تحمل گرما نباشیم. می‌توانیم کلی فضای باز داشته باشیم و روی میزهامان را هرطور که دلمان می‌خواهد تزئین کنیم. می‌توانیم آن طوری که واقعا دلمان می‌خواهد، کار کنیم؛ اگر دوست داشتیم، پشت میز بنشینیم یا کاناپه را انتخاب کنیم یا صندلی‌های دنج آن گوشه موشه‌ها را. می‌توانیم دفترمان را پر از گل و گیاه و وسایل شادی‌آور کنیم و با انرژی بیشتری کارهامان را انجام دهیم. 

خلاصه که کلی ایده برای خوشگل‌سازی دفتر جدید توی ذهنمان داریم که می‌خواهیم آرام آرام عملی‌شان کنیم و باز هم کیف کنیم از این روند آهسته و پیوسته و رو به جلوی خودمان.
قطعا روزی هم می‌رسد که آن رویای همیشگی‌مان به واقعیت تبدیل ‌شود. ما امیدواریم و با هر قدم، روز به روز امیدوارتر هم می‌شویم.