داستان خلق یک تگ‌لاین: مقصد بهانه‌ست

شعارهای تبلیغاتی در خلأ زاییده نمی‌شوند. اگر خلاقیت را به چرخِ سفالگری تشبیه کنیم، در طراحی اسلوگان یا تگ‌لاین بدونِ خاک و آب محصولی نخواهیم داشت. در استودیو گروسیان پیش از طراحی هر اسلوگان بر نیاز واقعی سفارش‌دهنده تمرکز می‌کنیم. نزدیک شدن به دغدغۀ مشتری نخستین مرحله است. مشاهدۀ موقعیت از زاویۀ دیدِ مشتری و بررسی از بیرون دو رویکردِ موازی در این مرحله است.

مسئلۀ تگ‌لاین سرویس زوپ

برای رسیدن به تگ‌لاینِ موثرِ سرویس حمل و نقلِ زوپ فرایندِ شفافی طراحی شد. طراحی فرایند کمک می‌کند تا زنجیره‌ای پیوسته از حلقه‌های ضروری داشته باشیم.
اما پیش از طراحی و اجرای فرایند باید خاک و آب را فراهم کنیم.
«مسئله چیست؟» هر کپی‌رایتر در مواجهه با موضوعی نو باید این سؤال را مدام از خود بپرسد. ایدۀ مشتری محور کار است. پردازشِ پاسخِ «مسئله چیست؟» سؤالاتِ جزئی‌تری را که گوشه و کنارِ ذهن پنهان شده‌اند پیشِ رو می‌آورد. در نتیجه دستِ طراح اسلوگان پرتر خواهد بود.
با مرورِ چندبارۀ مسأله چیست به سؤالاتِ اساسیِ دیگری می‌رسیم:
۱. نیاز مشتری چیست؟
۲. پیام تگ‌لاین باید چه چیزی باشد؟
۳. مزیت و ارزش‌افزودۀ مشتری؟
۴. مخاطبِ پیام؟
در ادامه سؤالاتی جزئی‌تر طرح کردیم:
۱. چطور می‌توان نیاز مشتری را با شیوه‌ای بدیع و خلاقه برآورده کرد؟
۲. با چه لحن و ادبیاتی می‌توان به مخاطب هدف مشتری نزدیک شد؟
۳. سرراست‌ترین و جذاب‌ترین شیوۀ بیان برای نمایاندنِ مزیتِ مشتری ما چیست؟
۴. تگ‌لاینِ زوپ چه چیزهایی را باید بگوید و چه چیزی اولویت ندارد؟

چراغ‌ها روشن می‌شود

جلساتِ منظمِ بارشِ افکار و بررسی که بخشِ اعظمش صرفِ رد یا اصلاحِ پاسخ‌ها و ایده‌ها می‌شد، به گروهِ طراحی اسلوگان استودیو کمک کرد تا به مرحلۀ بعدی برسیم: «چه باید بگوییم؟»
روشِ کارِ ما همواره بر «پرسش» استوار است. هرچه پرسش‌ها چالش‌برانگیزتر باشد، چراغ‌های بیشتری در مغزمان روشن می‌شود.
هنوز تا رسیدن به سبدی پر از ایده راهِ زیادی وجود داشت. باید یکی یکی پاسخ‌هایمان به «چه باید بگوییم» را بر اساسِ پرسش‌هایی که پیش‌تر طرح کرده بودیم به درونِ سبد ایده‌ها می‌انداختیم.
برای طی این مرحله باز سؤال مطرح کردیم:
۱. کلیدواژه‌های مرتبط با فعالیت مشتری چیست؟
۲. رقبا چه کسانی‌اند و بر چه تمرکز کردند؟
۳. چطور می‌توانیم جذابیت و هدف را ترکیب کنیم؟
فهرستی بلندبالا از کلیدواژه‌ها و کلمات مرتبط با سرویس زوپ تهیه کردیم. همزمان سرویس‌های مشابه داخلی و خارجی را در ابعاد مختلف تحلیل کردیم. این تحلیل فقط معطوف به بررسی اسلوگان یا تگ‌لاین نبود و تا ویژگی‌های منحصر به‌فرد، مزیت‌ها، گسترۀ خدمات، استراتژی محتوا و… پیش رفت.

نوبتِ گرداندنِ چرخِ سفالگری‌ست

خاک و آب فراهم شد و نوبت به چرخاندنِ چرخ رسید. گروه محتوای استودیو بی‌توقف به ایده‌پردازی پرداخت. ایده‌ها ضمنِ درنظر گرفتنِ پاسخ‌هایی که از سؤالات‌مان گرفته بودیم، بر چند اصل استوار بود:
۱. خوش‌آوایی
۲. سادگی
۳. رسا بودن
۴. آراستگی نوشتاری
پیشنهادهایی که استانداردهای لازم را نداشتند شانسِ افتادن در سبدِ ایده‌ها را از دست می‌دادند. ایده‌های دیگری هم وجود داشت که به‌نظر می‌رسید قابلیت‌های خوبی دارند اما نه برای موقعیتِ فعلی، بنابراین به سبدِ دیگری هدایت می‌شدند.

مقصد بهانه‌ست

سرویس‌دهندۀ زوپ تمایل داشت با مشتریانِ جوان‌تر و دست به فناوری‌تر ارتباط برقرار کند. از سوی دیگر، تأکید بر لذتِ سفر از دیگر اهدافِ زوپ است. از نظرِ مدیرانِ سرویسِ زوپ به‌موقع رسیدن کافی نیست و اتفاقاتِ طولِ مسیر هم باید جذاب و دوست‌داشتنی باشد.
کپی‌رایترهای استودیو گروسیان به‌جای تمرکز روی «مسیر» که به‌نظر بیش از اندازه سرراست می‌آمد، به‌دنبالِ راهی برای استتارِ واژه یا مفهومِ کلیشه‌ای بودند.
ما می‌دانستیم می‌خواهیم چنین پیامی به مخاطب ارائه شود: شما با استفاده از سرویس حمل و نقل زوپ تجربۀ یک سواری لذت‌بخش را تصاحب خواهد کرد. بنابراین لازم بود انتظاراتِ مخاطب ارتقا داده شود. انتظارِ عرفیِ مخاطب از خدمات‌دهندگانِ حمل و نقل به‌موقع رسیدن است.
با تعریفی اینچنینی ضمنِ تأکید روی موضوعِ «رسیدن» تلاش کردیم حسِ «رسیدن کافی نیست» را به مخاطب برسانیم. اما این انتظارات‌مان را برآورده نمی‌کرد. بنابراین با تعبیر «مقصد بهانه‌ست» نویدِ دو چیز را می‌دهیم:
۱. رسیدن وظیفۀ ذاتی‌ست
۲. سفر با زوپ ذاتاً دوست‌داشتنی‌ست

چطور هشتگ‌های بهتری بسازیم؟

هشتگ چیست؟ هشتگ به چه دردی می‌خورد؟ دربارۀ یک کلید حرف می‌زنیم: یا صندوقچۀ گنج، یا هزارتوی تاریک. 
خیلی از کاربران شبکه‌های اجتماعی با مفهوم هشتگ آشنا هستند و احتمالاً بارها آن را به کار گرفته‌اند. ممکن است برخی هم با آن ناآشنا باشند. 
واقعاً هشتگ می‌تواند کلید صندوقچۀ گنج باشد؟ کلیدِ سیاهچال چطور؟ این نوشته دربارۀ همین موضوع است.

هشتگ چیست و به چه دردی می‌خورد؟

هشتگ چیزی‌ست فراتر از کلمه یا مجموعۀ کلمات. حالا می‌توان هشتگ را نوعی «نماد» نامید. با یک جادو طرفیم: تبدیلِ کلمه به نماد (یا همان کلیدِ) یک جریان محتواییِ جاری در بستر شبکۀ اجتماعی، بدون محدودیت زمانی و مکانی.
جادو از این قرار است: شما می‌توانید هر کلمه‌ای را با استفاده از پیشوندِ # به هشتگ تبدیل کنید. اما جادوی شما وقتی به کار می‌آید که برنامه‌ای پشتش باشد. 
به تعریف بالا برگردیم: نمادِ جریانِ محتوا. اگر می‌خواهید جریان محتوایی بسازید یا در جریانی محتوایی شرکت کنید یا یک جریان محتوایی را دنبال کنید با هشتگ سر و کار خواهید داشت.
بگذارید #هشتگ را به دکمه‌ای تشبیه کنم که شما را می‌برد به سرزمینِ یک محتوای خاص. محتواها هم متنوع‌اند: گاهی آموزنده، گاهی آزاردهنده. 

چه چیزی هشتگ را داغ می‌کند؟

تکرار! دربارۀ هر چیزی زیاد بگویی فوراً همه‌گیر می‌شود. انگار دربارۀ یک موضوع بدیهی حرف می‌زنم ولی واقعاً اینطور نیست. هنوز بسیاری از ما ساده‌ترین اصول هشتگ‌نگاری را رعایت نمی‌کنیم و این احتمالِ شکست هشتگ‌ها و ضربه‌پذیری برند یا مقصودمان را بیشتر و بیشتر می‌کند.
حرف را باید درست، به‌موقع و به‌خوبی گفت وگرنه مخاطب بی‌اعتماد می‌شود. 

هشتگ‌نگاری؟

اگر بخواهیم مختصر و مفید چند اصلِ اساسی برای هشتگ‌نگاری بشماریم شاید این فهرست از آب در بیاید، اما می‌توان بعدها آن را اصلاح کرد:

  1. صورت نوشتاری هشتگ باید ساده باشد 
  2. تا حد امکان همزمان گویا باشد و تعلیق داشته باشد تا کنجکاوی مخاطب را برانگیزد با استراتژی ابداع و مصرف شود (زمان‌سنجی، موقعیت‌سنجی، برنامه‌ریزی، هماهنگی با شرکای تجاری یا کاربرانِ نزدیک) 
  3. مداومت در تکرار هشتگ لازم است ولی نباید به هرزنگاری تبدیل شود 
  4. محتوا، محتوا و باز هم محتوا: هشتگ کلید رسیدن به محتوا است نه خود محتوا. محتوا و تنوع محتوا اصل اساسی‌ست. 
  5. هشتگ باید یگانه باشد. تفاوت به‌معنای نامتعارف بودن یا ناپذیرفتنی بودن نیست.

هشتگ و کمپین‌های تبلیغاتی

برخلافِ آنچه برخی تصور می‌کنند «برند» نامِ تجاری یک شرکت یا محصول نیست. «برند» احساسی‌ست که یک محصول یا شرکت تجاری در مشتریانش ایجاد کرده است.
در بسیاری اوقات استارت‌آپ‌ها یا شرکت‌های تجاری ایرانی هشتگ را به ضدتبلیغ تبدیل می‌کنند. اشتباه آن‌ها این است که اسب سوارکاری را به گاری می‌بندند. نتیجه؟ اسب حسابی مسخره به نظر می‌آید و کارایی لازم را هم ندارد. بعضی اوقات هم برعکسش اتفاق می‌افتد و اسبِ گاری برای سوارکاری استفاده می‌شود.
فقدان استراتژی، محتوای نامعتبر، محتوای آزاردهنده و حتی گاهی هشتگ بدون حتی یک سطر محتوا هرگز احساس مثبتی در مشتریان بالقوه برنمی‌انگیزد. کاری نکنید مخاطب فکر کند سرکار گذاشته شده است.
اگر صاحب یک کسب و کار هستید باید در استفاده از هشتگ و هشتگ‌نگاری دقیق باشید. به جزئیات دقت کنید! جزئیات همیشه به داد ما می‌رسند. قبل از آنکه مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی به قضاوت‌تان بنشینند خودتان بی‌رحمانه قاضی شیوۀ تبلیغاتی خودتان باشید.
قبل از شروع همیشه از خودتان بپرسید «چرا؟» و بعد اگر دلیلی قانع‌کننده پیدا کردید بروید سراغِ «چطور؟». وقتی به «چرا؟» جواب می‌دهید باید خودتان را جای مخاطب بگذارید.
اگر استراتژی و محتوا داشته باشید و بابتش دل‌تان قرص باشد، می‌توانید روی اسب سواری‌تان حساب کنید. پتانسیل‌ها را قبل از هر چیز شناسایی کنید:
  1. روی کدام کاربران می‌توانیم حساب کنیم؟
  2. چه رفتارهایی حس کاربران را نسبت به ما بهتر می‌کند؟
  3. زمینه‌چینی لازم برای شروع کمپین تبلیغاتی داشتیم؟
  4. محتوای لازم را تولید کرده‌ایم؟
  5. CTA لازم و جذاب داریم؟ (اوه، CTA همان کلید Call To Action است. به زبانِ ساده‌تر: کلیدی که کلیک کردن مخاطب روی آن برای شما مهم است چون به نتیجۀ کارتان نزدیک می‌شوید.)
  6. از چه راه‌هایی می‌توانیم کمپین تبلیغاتی‌مان را شاخ و برگ بدهیم؟
  7. اهداف کلی و جزئی کمپین چیست؟
  8. اسلوگان کمپین چیست؟
  9. هشتگ انتخاب شده چقدر با اسلوگان نزدیک است؟
  10. هشتگ انتخاب شده چقدر آسان‌نگار است؟
  11. هشتگ انتخاب شده چقدر به یاد ماندنی‌ست؟
  12. صورت نوشتاری هشتگ انتخاب شده تا چه اندازه فوراً چشم را می‌گیرد؟

هشتگ و مطالبات اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی به فعالان مدنی کمک می‌کند تا بیرون از چهارچوب بستۀ اجتماع و قواعد دست و پاگیر مطالبات‌شان را مطرح کنند. هشتگ به آن‌ها کمک می‌کند بخشی از مردم را با خود همراه کنند. 
فراگیری روزافزون اینترنت در ایران و دسترسی بیشتر برای افراد بیشتر، قطعاً برای آیندۀ ایران سرنوشت‌ساز خواهد بود. 
هشتگِ خوب می‌تواند به‌سرعت ذهن مخاطب را به سمتِ محتوا و مطالبات شهروندی هدایت کند. البته ما وظیفه‌ای هم داریم: صادق و آزاده باشیم.

اصول سادۀ نوشتاری برای هشتگ‌نویسی

کمی بالاتر از اصول هشتگ‌نگاری گفتیم. زبان فارسی برخلاف زبان انگلیسی حروف چسبان دارد. این کار را دشوار می‌کند. دشواری بیشتر وقتی نمود پیدا می‌کند که با چند نوع شیوۀ نگارشی روبه‌روییم.  جدانویسی‌ها و سرهم‌نویسی‌های بی‌قاعده کار را سخت‌تر می‌کند. شکسته‌نویسی هم ممکن است مانع از یک‌دستی هشتگ شود. 
ایدۀ استفاده از _ بین کلمات در هشتگ‌نویسی ایدۀ فراگیری‌ست اما گاهی در آن افراط می‌شود. 
اگر یادتان مانده باشد از «تکرار» گفتیم. اساسِ هشتگ بر حروف و کلمه استوار است، بنابراین تکرار وقتی معنا پیدا می‌کند که همۀ تکرارکنندگان از حروف یکسان، صورت نوشتاری یکسان و کلمات یکسان استفاده کنند.
پیشنهادهای ما این است:

  1. ابداً بین کلماتی که حروف‌شان به هم نمی‌چسبد از _ استفاده نکنید. مثال: #محمدرضاشجریان
  2. از کیبوردهای عربی آیفون دست بردارید. ی عربی‌ست، ڬ هم عربی‌ست. از ی و ک فارسی بهره‌مند شوید. دربارۀ کیبورد فارسی در پلتفرم‌های مختلف بیشتر بدانید.
  3. از اعداد فارسی به جای اعداد انگلیسی و عربی استفاده کنید. مثال: انتخابات96 یا  انتخابات۹۶؟ کدام زیباترند؟
  4. هشتگ‌های چند کلمه‌ای انتخاب نکنید، مگر اینکه بتوان کلمات را به هم چسباند. ایرانسل اخیراً از هشتگ #دنیاتوبساز استفاده کرد که معادل «دنیایت را بساز» است. سه کلمه بدون _ یک انتخاب خوب است. هشتگ تا۱۴۰۰باروحانی هم نمونۀ خوبی بود. در مقابل #به_عقب_برنمیگردیم صورتی نچسب دارد و نوشتنش واقعاً وقت‌گیر است. شاید می‌توانست چنین باشد: #عقبگردنه
  5. بهتر است تا حد امکان از کلمات معیار استفاده کنید تا مخاطب فوراً متوجه منظورتان بشود و تکرارکنندگان هشتگ هم دست به تغییر اشتباهی هشتگ نزنند.

چند نکتۀ جزئی دیگر

  1. در انتخاب نام تجاری‌تان علاوه بر اینکه به سئو فکر می‌کنید خوب است به صورت نوشتاری هشتگ آن هم فکر کنید.
  2. هشتگ جزئی از استراتژی محتواست، از آن به‌عنوان تزئین محتوا استفاده نکنید. درنای کاغذی نیست که دور و برتان را با آن رنگی کنید.
  3. گاهی هشتگ‌ها برای نقد برندها، هدف قراردادن یک موضوع اجتماعی/اقتصادی یا تأیید یا تخریب یک برند یا شخصیت استفاده می‌شود. هدف‌تان را بدانید تا هشتگ کاربردی داشته باشید.
  4. زمان و موقعیت را بشناسید. به تحلیل‌ها تکیه کنید. از تحلیل‌گرهایی مثلِ Iconosquare  یا Keyhole برای بررسی هشتگ‌ها و رفتار کاربران  در توییتر و اینستاگرام استفاده کنید. تحلیل‌گرهای دیگری بیابید.
  5. هشتگ‌نگاری کاری تخصصی‌ست که ذیل خدمات کپی رایتینگ می‌گنجد. همواره از مشورت استراتژیست محتوا یا یک کپی رایتر در این  زمینه بهره بگیرید.

محتوا یعنی همه چیز – این قسمت: تازگی محتوا

موتورهای جستجو هم مثل ما آدم‌ها عاشق چیزهای تازه هستند، مخصوصا محتوای تازه
این جمله به این معناست که شما نمی‌توانید محتواهای قبلی را باز از نو پست کنید یا تاریخ انتشارشان را به‌روز کرده و با خودتان فکر کنید که خب، محتوای سایتم تازه شد! حتی نمی‌توانید یک سری مطلب را صرفا به این دلیل که قبلا در سایت‌تان منتشر نکرده‌اید، از سایت‌های دیگر کپی کرده و فکر کنید که این کار باعث تازگی محتوای وب‌سایت‌تان می‌شود! در واقع، شما باید برای وب‌سایتتان محتوایی تولید کنید که منحصر به فرد باشد، چه محتوای متنی، چه تصویری.

گوگل، بخشی دارد به اسم (QDF (Query Deserved Freshness. به این معنا که اگر جستجویی در مورد یک محتوا به طور ناگهانی زیاد شود، حتی اگر وب‌ سایت تولیدکننده‌ی آن، فعالیت خیلی معمولی‌ای داشته باشد، گوگل برچسب QDF خود را بر آن محتوا می‌زند و چک می‌کند که باز هم محتوای جدید و نو در آن موضوع وجود دارد یا نه. اگر باشد، به آن مطالب تازه هم رتبه بیشتری در جستجو می‌دهد.
بگذارید یک مثال بزنیم: مثلا بیایید واژه‌ی انتخابات را در نظر بگیریم. اگر ما زمانی که هیچ انتخابات رسمی‌ای در حال انجام شدن نباشد، دست به جستجو درباره‌ی این واژه بزنیم، صفحه‌ی نتایج جستجوها احتمالا فقط شامل لیست‌هایی خواهد بود که ما را به سمت یک سری سایت مرجع و دولتی هدایت می‌کند و درباره‌ی انواع انتخابات، مثل مجلس خبرگان، ریاست‌ جمهوری، نمایندگان مجلس و انتخابات مهم کشورهای دیگر به ما اطلاعاتی می‌دهد. اما اگر در زمان جستجوی ما، مثلا انتخابات ریاست جمهوری در حال انجام شدن باشد، یا نزدیک به این انتخابات باشیم، نتایج جستجو، به طور واضحی تغییر می‌کند و اخبار و اطلاعات و داستان‌ها و تصاویری را درباره‌ی این واقعه‌‌ی خاص بازتاب می‌دهد.
اگر شما محتوای درست و موضوع درست را انتخاب کرده باشید، برچسب QDF به آن می‌خورد و می‌توانید برای چند روز یا چند هفته، از بودن در صدر نتایج جستجو لذت ببرید. فقط دقت کنید که ممکن است سایت شما، بعد از این مدت، دوباره به وضعیت قبلی خود برگردد. این یعنی که تازگی و خاص بودن محتوای شما از بین رفته‌است. اما اشکالی ندارد، شما می‌توانید باز هم با تولید محتوای درست و مرتبط، خودتان را در صدر نتایج جستجوها قرار دهید.

تولید محتوای تازه هم یک‌جورهایی مثل ماجراجویی است. هیجانات خاص خودش را دارد، همیشه باید حواستان باشد که محتوای وب‌سایت‌تان همچنان تازه است و مورد علاقه‌ی موتورهای جستجو. البته اصلا کار سخت و عجیب و غریبی نیست، در واقع، همه‌ی وب‌سایت‌ها می‌توانند وارد جریان رتبه‌بندی‌هایی که بر اساس تازگی محتوا صورت می‌گیرد بشوند و نتایج خوبی را به دست بیاورند، فقط باید حاوی محتوایی باشند که قبل از هر چیز، با ویژگی‌های کسب و کارشان هماهنگ باشد و خبری از کپی کردن و تکراری بودن و میان‌بر زدن نباشد. خلاصه که "کاپی" ممنوع! 

راستی، اگر هنوز هم در زمینه‌ی تولید محتوا نیاز به کمک دارید، می‌توانید روی ما حساب کنید. ما می‌توانیم در زمینه‌ی تولید محتوای متنی، تصویری و... کمک‌تان کنیم. پس در صورت تمایل، از طریق صفحه‌ی تماس وب‌سایت استودیو، با ما ارتباط برقرار کنید. 


برداشت آزاد از: searchengineland.com

محتوا یعنی همه چیز - این قسمت: کلمات کلیدی

حتما مطلبی را که مدتی قبل در مورد کیفیت محتوا نوشته بودیم، به یاد دارید. در آن مقاله، نکاتی را یادآوری کردیم که با رعایت آن‌ها، محتوایی درست، با کیفیت و گیرا خواهید داشت. 
در مطلب این هفته هم می‌خواهیم باز به موضوع محتوی، بهینه سازی وب سایت و استفاده درست از کلمات کلیدی بپردازیم. با ما همراه باشید.

بعد از کیفیت محتوا، دومین عامل مهم برای بهینه سازی وب‌سایت در موتورهای جستجو، اطلاع از کلمه‌های کلیدی رایج در کسب و کارتان است. ابزارهای متنوعی هستند که به شما کمک می‌کنند تا با کلمات کلیدی که مردم در مورد محتوای شما جستجو می‌کنند، آشنا شوید.
اگر می‌خواهید محتوای وب‌سایت شما دقیقا شامل کلمات کلیدی باشد که مردم در موتورهای جستجو به دنبالشان هستند، باید بتوانید محتوایی تولید کنید که به شکل موثری به دغدغه‌ها و سوالات‌شان در حوزه کاری شما پاسخ دهد.
برای مثال: اگر بخواهید مطلبی در مورد "پیشگیری از ملانوما" بنویسید، ممکن است فکر کنید که استفاده از اصطلاحات تخصصی و تکنیکی در مورد این موضوع، باعث می‌شود که زودتر در صفحات جستجو دیده شوید. اما جالب است بدانید که اکثر مردم، به جای استفاده از واژه‌ی "ملانوما" از واژه‌ی "سرطان پوست" استفاده می‌کنند و موتور جستجو، صرفا به همین دلیل، ممکن است سایت‌تان را نادیده بگیرد و یا در رتبه‌های پایین‌تر قرار دهد. پس این نکته را حتما به خاطر بسپارید که محتوای شما باید به زبان درستی نوشته شود، به زبانی که مشتریان یا کاربرانتان در هنگام جستجو، استفاده می‌کنند. 

اگر هنوز محتوای مورد نظرتان را آماده نکرده‌اید، یادتان باشد که حتما در مورد کلمات کلیدی مربوط به موضوع مورد نظرتان تحقیق کنید. و اگر در حال حاضر، محتوای آماده‌ای دارید، وقت آن رسیده است که ویرایشاتی انجام دهید و کلمات کلیدی درست را در آن وارد کنید.
شاید این سوال برای‌تان پیش آمده باشد که چند بار باید از کلمات کلیدی استفاده کرد؟ واقعیت این است که هیچ تعداد دقیقی برای این کار وجود ندارد؛ حتی اگر چگالی کلمات کلیدی محتوای وب‌سایت‌تان بسیار علمی به نظر برسد و یا اگر شما درصد قابل توجهی از مطالبتان را پر بازدید کرده باشید؛ هیچکدام این کارها چیزی را تضمین نخواهند کرد. در واقع این باور غلطی است که هر چه قدر بیشتر از کلمات کلیدی در مطلب خود استفاده کنیم، وب‌سایت‌مان پر بازدیدتر می‌شود. بهترین کاری که می‌توانید در این زمینه انجام دهید، این است که در مورد کلماتی که ممکن است وب سایتتان با آن‌ها پیدا شود، تحقیق کنید. سپس آن‌ها را به صورت طبیعی در محتوای مورد نظرتان استفاده کنید. در مورد رفرنس‌ها هم بهتر است که به جای استفاده از ضمایر و کلماتی مثل "اینجا" و... از اسامی واقعی استفاده کنید. و در آخر، خودتان باشید، خود ِ خود ِ واقعی‌تان. 

برداشت آزاد از: searchengineland.com

آیکون‌های طبیعت دوست

از شنبه که هفته درختکاری آغاز شد، ما هم دل توی دلمان نبود که به مناسب این هفته پر از امید، آیکون‌هایی درختی طراحی کنیم تا بهانه‌ای بسازیم برای یادآوری اهمیت این کار بزرگ. آخر این هفته هم در کنار گروهی از دوستانمان، دست به کار کاشتن درخت‌های واقعی خواهیم شد. امیدواریم که بتوانیم اثری هر چند کوچک، اما مفید، بر دنیای اطرافمان بگذاریم.
اگر علاقه مند هستید، می‌توانید ست آیکون‌های درخت را به صورت وکتور، دانلود نمایید. 

آخر هفته ای که گذشت و طراحی آیکون میدان آزادی


حتما یادتان هست که ما تصمیم گرفته بودیم با هدف تولید محتوای بومی، هر آخر هفته را به یک پروژه کوتاه تفریحی اختصاص دهیم که هم با موضوع کاری‌مان هماهنگ باشد و هم حس و حالی متفاوت و انرژی بخش برای هفته پر کار بعدی ایجاد کند. 

آخر هفته گذشته هم تصمیم گرفتیم آیکون میدان آزادی تهران، یکی از بناهای بی‌نظیر و پر‌آوازه ایرانی را طراحی کنیم.

مثل مطلب قبلی، شما عزیزان می‌توانید این آیکون را به صورت وکتور و رایگان دانلود نمایید. امیدواریم که لذت ببرید.

منتظر نظرات و پیشنهادات‌تان برای پروژه آخر هفته‌ای بعدی هستیم.

محتوا یعنی همه چیز - این قسمت: کیفیت محتوا


بسیار پیش آمده است که وقتی با مشتریانمان از اهمیت محتوای وب سایت صحبت می‌کنیم، افسانه ها و باورهای غلطی می شنویم که بسیار تعجب برانگیز هستند. همین مسئله سبب شد که تصمیم بگیریم مقاله‌ای چند قسمتی را به محتوا و ویژگی‌های مهمی که باید داشته باشد، اختصاص دهیم.

بگذارید با این جمله شروع کنیم: محتوا یعنی همه چیز. اما این جمله دقیقا چه معنایی دارد؟ می‌توان دو برداشت مختلف داشت؛ از یک طرف، به این معناست که محتوای یک وبسایت، تنها به معنای متن نیست، بلکه هر چیز که در وبسایتتان قرار می‌دهید، اعم از مطالب، عکس‌ها، ویدئوها، فایل‌ها و ....، همه محتوا محسوب می‌شوند. از طرفی دیگر، موفقیت وب‌سایت شما در موتورهای جستجو، قبل از هر چیز، به همین محتوا بستگی دارد و همه تلاش های شما در جهت بهینه سازی وب سایت، با تکیه بر آن نتیجه می‌دهد.