چطور هشتگ‌های بهتری بسازیم؟

هشتگ چیست؟ هشتگ به چه دردی می‌خورد؟ دربارۀ یک کلید حرف می‌زنیم: یا صندوقچۀ گنج، یا هزارتوی تاریک. 
خیلی از کاربران شبکه‌های اجتماعی با مفهوم هشتگ آشنا هستند و احتمالاً بارها آن را به کار گرفته‌اند. ممکن است برخی هم با آن ناآشنا باشند. 
واقعاً هشتگ می‌تواند کلید صندوقچۀ گنج باشد؟ کلیدِ سیاهچال چطور؟ این نوشته دربارۀ همین موضوع است.

هشتگ چیست و به چه دردی می‌خورد؟

هشتگ چیزی‌ست فراتر از کلمه یا مجموعۀ کلمات. حالا می‌توان هشتگ را نوعی «نماد» نامید. با یک جادو طرفیم: تبدیلِ کلمه به نماد (یا همان کلیدِ) یک جریان محتواییِ جاری در بستر شبکۀ اجتماعی، بدون محدودیت زمانی و مکانی.
جادو از این قرار است: شما می‌توانید هر کلمه‌ای را با استفاده از پیشوندِ # به هشتگ تبدیل کنید. اما جادوی شما وقتی به کار می‌آید که برنامه‌ای پشتش باشد. 
به تعریف بالا برگردیم: نمادِ جریانِ محتوا. اگر می‌خواهید جریان محتوایی بسازید یا در جریانی محتوایی شرکت کنید یا یک جریان محتوایی را دنبال کنید با هشتگ سر و کار خواهید داشت.
بگذارید #هشتگ را به دکمه‌ای تشبیه کنم که شما را می‌برد به سرزمینِ یک محتوای خاص. محتواها هم متنوع‌اند: گاهی آموزنده، گاهی آزاردهنده. 

چه چیزی هشتگ را داغ می‌کند؟

تکرار! دربارۀ هر چیزی زیاد بگویی فوراً همه‌گیر می‌شود. انگار دربارۀ یک موضوع بدیهی حرف می‌زنم ولی واقعاً اینطور نیست. هنوز بسیاری از ما ساده‌ترین اصول هشتگ‌نگاری را رعایت نمی‌کنیم و این احتمالِ شکست هشتگ‌ها و ضربه‌پذیری برند یا مقصودمان را بیشتر و بیشتر می‌کند.
حرف را باید درست، به‌موقع و به‌خوبی گفت وگرنه مخاطب بی‌اعتماد می‌شود. 

هشتگ‌نگاری؟

اگر بخواهیم مختصر و مفید چند اصلِ اساسی برای هشتگ‌نگاری بشماریم شاید این فهرست از آب در بیاید، اما می‌توان بعدها آن را اصلاح کرد:

  1. صورت نوشتاری هشتگ باید ساده باشد 
  2. تا حد امکان همزمان گویا باشد و تعلیق داشته باشد تا کنجکاوی مخاطب را برانگیزد با استراتژی ابداع و مصرف شود (زمان‌سنجی، موقعیت‌سنجی، برنامه‌ریزی، هماهنگی با شرکای تجاری یا کاربرانِ نزدیک) 
  3. مداومت در تکرار هشتگ لازم است ولی نباید به هرزنگاری تبدیل شود 
  4. محتوا، محتوا و باز هم محتوا: هشتگ کلید رسیدن به محتوا است نه خود محتوا. محتوا و تنوع محتوا اصل اساسی‌ست. 
  5. هشتگ باید یگانه باشد. تفاوت به‌معنای نامتعارف بودن یا ناپذیرفتنی بودن نیست.

هشتگ و کمپین‌های تبلیغاتی

برخلافِ آنچه برخی تصور می‌کنند «برند» نامِ تجاری یک شرکت یا محصول نیست. «برند» احساسی‌ست که یک محصول یا شرکت تجاری در مشتریانش ایجاد کرده است.
در بسیاری اوقات استارت‌آپ‌ها یا شرکت‌های تجاری ایرانی هشتگ را به ضدتبلیغ تبدیل می‌کنند. اشتباه آن‌ها این است که اسب سوارکاری را به گاری می‌بندند. نتیجه؟ اسب حسابی مسخره به نظر می‌آید و کارایی لازم را هم ندارد. بعضی اوقات هم برعکسش اتفاق می‌افتد و اسبِ گاری برای سوارکاری استفاده می‌شود.
فقدان استراتژی، محتوای نامعتبر، محتوای آزاردهنده و حتی گاهی هشتگ بدون حتی یک سطر محتوا هرگز احساس مثبتی در مشتریان بالقوه برنمی‌انگیزد. کاری نکنید مخاطب فکر کند سرکار گذاشته شده است.
اگر صاحب یک کسب و کار هستید باید در استفاده از هشتگ و هشتگ‌نگاری دقیق باشید. به جزئیات دقت کنید! جزئیات همیشه به داد ما می‌رسند. قبل از آنکه مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی به قضاوت‌تان بنشینند خودتان بی‌رحمانه قاضی شیوۀ تبلیغاتی خودتان باشید.
قبل از شروع همیشه از خودتان بپرسید «چرا؟» و بعد اگر دلیلی قانع‌کننده پیدا کردید بروید سراغِ «چطور؟». وقتی به «چرا؟» جواب می‌دهید باید خودتان را جای مخاطب بگذارید.
اگر استراتژی و محتوا داشته باشید و بابتش دل‌تان قرص باشد، می‌توانید روی اسب سواری‌تان حساب کنید. پتانسیل‌ها را قبل از هر چیز شناسایی کنید:
  1. روی کدام کاربران می‌توانیم حساب کنیم؟
  2. چه رفتارهایی حس کاربران را نسبت به ما بهتر می‌کند؟
  3. زمینه‌چینی لازم برای شروع کمپین تبلیغاتی داشتیم؟
  4. محتوای لازم را تولید کرده‌ایم؟
  5. CTA لازم و جذاب داریم؟ (اوه، CTA همان کلید Call To Action است. به زبانِ ساده‌تر: کلیدی که کلیک کردن مخاطب روی آن برای شما مهم است چون به نتیجۀ کارتان نزدیک می‌شوید.)
  6. از چه راه‌هایی می‌توانیم کمپین تبلیغاتی‌مان را شاخ و برگ بدهیم؟
  7. اهداف کلی و جزئی کمپین چیست؟
  8. اسلوگان کمپین چیست؟
  9. هشتگ انتخاب شده چقدر با اسلوگان نزدیک است؟
  10. هشتگ انتخاب شده چقدر آسان‌نگار است؟
  11. هشتگ انتخاب شده چقدر به یاد ماندنی‌ست؟
  12. صورت نوشتاری هشتگ انتخاب شده تا چه اندازه فوراً چشم را می‌گیرد؟

هشتگ و مطالبات اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی به فعالان مدنی کمک می‌کند تا بیرون از چهارچوب بستۀ اجتماع و قواعد دست و پاگیر مطالبات‌شان را مطرح کنند. هشتگ به آن‌ها کمک می‌کند بخشی از مردم را با خود همراه کنند. 
فراگیری روزافزون اینترنت در ایران و دسترسی بیشتر برای افراد بیشتر، قطعاً برای آیندۀ ایران سرنوشت‌ساز خواهد بود. 
هشتگِ خوب می‌تواند به‌سرعت ذهن مخاطب را به سمتِ محتوا و مطالبات شهروندی هدایت کند. البته ما وظیفه‌ای هم داریم: صادق و آزاده باشیم.

اصول سادۀ نوشتاری برای هشتگ‌نویسی

کمی بالاتر از اصول هشتگ‌نگاری گفتیم. زبان فارسی برخلاف زبان انگلیسی حروف چسبان دارد. این کار را دشوار می‌کند. دشواری بیشتر وقتی نمود پیدا می‌کند که با چند نوع شیوۀ نگارشی روبه‌روییم.  جدانویسی‌ها و سرهم‌نویسی‌های بی‌قاعده کار را سخت‌تر می‌کند. شکسته‌نویسی هم ممکن است مانع از یک‌دستی هشتگ شود. 
ایدۀ استفاده از _ بین کلمات در هشتگ‌نویسی ایدۀ فراگیری‌ست اما گاهی در آن افراط می‌شود. 
اگر یادتان مانده باشد از «تکرار» گفتیم. اساسِ هشتگ بر حروف و کلمه استوار است، بنابراین تکرار وقتی معنا پیدا می‌کند که همۀ تکرارکنندگان از حروف یکسان، صورت نوشتاری یکسان و کلمات یکسان استفاده کنند.
پیشنهادهای ما این است:

  1. ابداً بین کلماتی که حروف‌شان به هم نمی‌چسبد از _ استفاده نکنید. مثال: #محمدرضاشجریان
  2. از کیبوردهای عربی آیفون دست بردارید. ی عربی‌ست، ڬ هم عربی‌ست. از ی و ک فارسی بهره‌مند شوید. دربارۀ کیبورد فارسی در پلتفرم‌های مختلف بیشتر بدانید.
  3. از اعداد فارسی به جای اعداد انگلیسی و عربی استفاده کنید. مثال: انتخابات96 یا  انتخابات۹۶؟ کدام زیباترند؟
  4. هشتگ‌های چند کلمه‌ای انتخاب نکنید، مگر اینکه بتوان کلمات را به هم چسباند. ایرانسل اخیراً از هشتگ #دنیاتوبساز استفاده کرد که معادل «دنیایت را بساز» است. سه کلمه بدون _ یک انتخاب خوب است. هشتگ تا۱۴۰۰باروحانی هم نمونۀ خوبی بود. در مقابل #به_عقب_برنمیگردیم صورتی نچسب دارد و نوشتنش واقعاً وقت‌گیر است. شاید می‌توانست چنین باشد: #عقبگردنه
  5. بهتر است تا حد امکان از کلمات معیار استفاده کنید تا مخاطب فوراً متوجه منظورتان بشود و تکرارکنندگان هشتگ هم دست به تغییر اشتباهی هشتگ نزنند.

چند نکتۀ جزئی دیگر

  1. در انتخاب نام تجاری‌تان علاوه بر اینکه به سئو فکر می‌کنید خوب است به صورت نوشتاری هشتگ آن هم فکر کنید.
  2. هشتگ جزئی از استراتژی محتواست، از آن به‌عنوان تزئین محتوا استفاده نکنید. درنای کاغذی نیست که دور و برتان را با آن رنگی کنید.
  3. گاهی هشتگ‌ها برای نقد برندها، هدف قراردادن یک موضوع اجتماعی/اقتصادی یا تأیید یا تخریب یک برند یا شخصیت استفاده می‌شود. هدف‌تان را بدانید تا هشتگ کاربردی داشته باشید.
  4. زمان و موقعیت را بشناسید. به تحلیل‌ها تکیه کنید. از تحلیل‌گرهایی مثلِ Iconosquare  یا Keyhole برای بررسی هشتگ‌ها و رفتار کاربران  در توییتر و اینستاگرام استفاده کنید. تحلیل‌گرهای دیگری بیابید.
  5. هشتگ‌نگاری کاری تخصصی‌ست که ذیل خدمات کپی رایتینگ می‌گنجد. همواره از مشورت استراتژیست محتوا یا یک کپی رایتر در این  زمینه بهره بگیرید.

پشت صحنه‌ی هندونه به شرط چاقو

تنها ۴ روز به یلدا مانده بود که ناگهان مسعود گروسیان با چهره‌ای ذوق‌زده‌ -که همیشه وقتی ایده‌ای هیجان‌انگیز به ذهنش می‌رسد، سراغش می‌آید- ما را صدا کرد و همه‌ی اتفاقات جالب توی سرش را تعریف کرد. گفت که بازی سنگ، کاغذ، قیچی ِ زودفود را دیده است و از این همه خلاقیت در ترکیب تجربه‌های بومی با بازی و بازاریابی اینترنتی، به وجد آمده است. بعد پیشنهاد داد که ما هم برای دوستان صباویژنی‌ مان، به مناسبت شب یلدا کمپینی به شکل بازی طراحی کنیم. 
 
ما که حسابی به ذوق آمده بودیم، کمی هم پر و بال به ایده‌ی مطرح شده دادیم و در آخر، تصمیم گرفتیم بازی‌ای طراحی کنیم که از این قرار باشد: وقتی کسی وارد صفحه‌ی فرود شب یلدا می‌شود، تعدادی هندوانه ببیند که با نظم و ترتیب کنار هم چیده شده‌اند و فقط یکی از آن‌ها توسرخ است. بازی‌کننده تا ۵ حرکت فرصت داشته باشد که هندوانه توسرخ را پیدا کند و چه برنده بشود و چه نشود، بتواند هرچه‌قدر که دلش خواست، بازی را تکرار کند. 

ایده را برای دوستان صباویژنی مطرح کردیم و با آن موافقت شد. آن‌ها هم برای جایزه، ۳ عدد دستگاه پلی‌استیشن به قید قرعه و تخفیفات ویژه‌ی تبلیغات اینترنتی برای همه‌ی بازی‌کننده‌ها در نظر گرفتند. 

فرصت زیادی باقی نبود و باید کار را به یلدا می‌رساندیم. پس طراحی را شروع کردیم و به شکل موازی پیاده‌سازی Front-end را انجام دادیم. 
 با وجود این‌که بازی، بسیار ساده‌ بود، اما پیاده‌سازی تمیز و بدون باگش، چالش‌برانگیز بود. نیما عمرانی، تمام روز و شبش را گذاشته بود و داشت با بالاترین سرعت و بهترین کیفیت، کار کدنویسی را پیش می‌برد. همکاران صباویژنی هم تا آخرین ساعات شب قبل از لانچ، پابه‌پای ما بیدار بودند و کمک‌مان می‌کردند.

هندونه به شرط چاقو، همان جمله‌ای که بارها از زبان هندوانه‌فروش‌ها شنیده‌ایم، تبدیل شد به اسلوگان بازی. دلیلش هم این بود که ارتباط معنایی خوبی با یلدا داشت، حس کنجکاوی مردم را برمی‌انگیخت و ‌نشان می‌داد که این بازی در هر حالتی، جایزه دارد.
ست بنرهای تبلیغاتی را هم به دلیل زمان کمی که داشتیم، در چند فریم ساده طراحی کردیم، اما حواس‌مان بود که یونیفرم کمپین را در بنرها نیز رعایت کنیم؛ کاری که معمولا در کمپین‌های تبلیغات اینترنتی کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد.

هندونه به شرط چاقو، اولین تجربه‌ی ما در ساخت بازی با هدف بازاریابی و کمپین بود، اما بازخورد عالی‌ای داشت. بازی در بعضی از شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد و ۵ برابر میزان تبلیغاتش بازدید داشت. تا چند روز بعد از یلدا هم کلی تماس تلفنی از طرف مردم با صباویژن برقرار می‌شد. 

بگذارید حالا که این‌همه برایتان حرف زدیم، کمی هم چاشنی تشکر به آن اضافه کنیم:
خیلی خیلی ممنونیم، 
از نیما‌عمرانی عزیز که همیشه در تمام کارهای سخت و آسان، با عشق و انرژی بسیار زیاد کمک‌مان می‌کند.

از دوستان صباویژنی‌مان که در تمام مراحل ساخت این کمپین، ما را تنها نگذاشتند، مخصوصا آقای فضل‌اللهی، افشین اخگر و امیرمهدی پارسایی.
و از تیم دوست‌داشتنی زودفود که با خلاقیت‌‌ بی‌نظیرشان، به رشد فضای وب و دیجیتال کمک می‌کنند و الهام‌بخش دیگران هستند. 

راستی، بازی هندونه به شرط چاقو هنوز هم سر جایش هست و شما می‌توانید از نزدیک تجربه‌اش کنید، فقط دیگر از جایزه خبری نیست‌ها! 
خوشحال می‌شویم تجربه‌تان را از این بازی یا بازی‌ها و کمپین‌های دیگری هم که دیده‌اید یا ساخته‌اید، با ما در میان بگذارید.

طراحی کمپین تبلیغاتی صباویژن، به مناسبت ماه رمضان

مدتی قبل، شرکت صباویژن تصمیم گرفته بود تا به مناسبت ماه مبارک رمضان، کمپین فروش ویژه تبلیغات اینترنتی راه اندازی کند و انجام این پروژه را به تیم ما سپرد. 
حتما می‌دانید که سایت‌های کمپینی، معمولا به دلیل کوتاهی وقت، طراحی و اجرای ضعیفی دارند که این مسئله، هم به برند برگزار کننده کمپین آسیب می‌زند و هم نمی‌گذارد به اندازه‌ای که برای کمپین هزینه شده است، بازخورد خوبی دریافت شود. اما ما با همبستگی و تلاش بی وقفه تیم خود، توانستیم کمپینی طراحی کنیم که علاوه برای طراحی و اجرای حرفه‌ای، بازخورد بسیار خوب و در نتیجه رضایت مشتری را به دنبال داشته باشد.

اگر واقعیتش را بخواهید، ما برای طراحی و اجرای Front-End  این وب سایت، تنها چند روز فرصت داشتیم و باید سایت را برای روز اول ماه رمضان آماده می‌کردیم. بنابراین در فرصت کوتاه باقی مانده، یک جلسه ایده پردازی برگزار کرده و سرانجام تصمیم گرفتیم صفحه فرود یا Landing Page را با ترکیبی از المان‌های مخصوص سفره افطار و ابزارهایی که ممکن است هر روز در فضای دیجیتال مورد استفاده قرار گیرند، شروع کنیم. بنابراین هم زمان با طراحی سایت، عکاسی از المان‌های سفره افطار ایرانی، مثل نان سنگک، خرما، چای و ابزار مورد نیاز دیگر، توسط همکار عزیزمان، آقای حامد موسوی آغاز شد. تیم Front-End، آقای نیما عمرانی و مرتضی هشترودی نیز به صورت هم زمان و موازی، اجرای سایت را به عهده گرفتند. 

در بخش اول سایت، سعی کردیم علاوه بر استفاده از المان‌های مرتبط، از انیمیشنی جذاب و پر هیجان استفاده کنیم تا کاربر را با این واقعیت مواجه کنیم که این صفحه حامل خبر بسیار مهمی است. انیمیشن به شکلی طراحی شد که ضمن اسکرول، المان‌های مختلف سایت، حرکت کرده و باعث می‌شدند مخاطب ارتباط خوبی با وب سایت برقرار کند. 

در بخش دوم وب سایت، جدول بزرگی طراحی کردیم که به شکلی شفاف، برنامه‌های مختلف تبلیغاتی صباویژن را معرفی کند. بخش‌های دیگر سایت را نیز به معرفی مختصر خدمات صباویژن اختصاص دادیم. 

در هر بخش از وب‌سایت، به فراخور نیاز و گرافیکی که داشت، از انیمیشنی خاص و توجه برانگیز استفاده کردیم. 
همچنین بخشی را نیز به توضیحات مختصری در مورد مجموعه اختصاص دادیم تا کاربرانی که با شرکت صباویژن آشنایی ندارند هم بتوانند به شناختی کافی از مجموعه برسند.

در حال حاضر، علاقه مندیم که اعلام کنیم با توجه به این که گستره خدمات ما در زمینه دیجیتال وسیع تر و ظرفیت تیم اجرایی‌مان هم بیشتر شده است، این امکان را پیدا کرده‌ایم که در زمان‌هایی کوتاه، کمپین ‌های تبلیغاتی شما عزیزان را از مرحله ایده‌پردازی تا پیشنهاد اسلوگان، کپی رایتینگ، طراحی صفحات تعاملی و طراحی ست بنرهای تبلیغاتی اجرا کنیم. در صورت تمایل، می‌توانید از طریق صفحه تماس وب سایت استودیو گروسیان، با ما ارتباط برقرار کنید.